
مثل این می ماند که توی یک شب مهتابی دنبال ماه باشی !
دنبال تو و نگاهت ...تو و .. تو چه ؟
تو آفتابی . دیدنت باید سخت باشد.(این را قبول دارم)
مثل همه پنجره هایی هستی که هزاران مثل من برای زنده ماندن به افق آن احتیاج دارند.
من به تو احتیاج دارم وقتی دلم خیلی کوچک می شود.
باور کن این یک دلواپسی شخصی نیست. یک اندوه جمعی ست . بغضیست که مال همه است .مثل دردیست که با هم تحمل می کنیم . برای همین این قدر ارزش دارد. میدانی عزیز ..
من همیشه دلم خواسته علمدار باشم البته نه (مجتبی علمدار شهید(او که فقط یکیست) )! نه ! من همیشه دلم خواسته پرچمدار باشم . می گویند در جنگها اگر پرچمدار باشی اولین هدف دشمنی.و اولین کسی که بر زمین می افتد. چندین نفر مراقب این پرچم هستند.نمی گذارند پرچم بر زمین بیفتد.
باورت برای من مثل همان پرچم است که همه جوارح من برای همیشه سرپا نگه داشتنش مبارزه می کنند.
نباید بر زمین بیفتد. نه .!
تو برای من این چنینی . گریه نمی کنم(نه خیلی !) بیشتر تو را در دلم چون آفتاب که به روحم روشنی می بخشد نگاه می دارم . تو بهترین یاد در باور من هستی .
تنها پنجره ای که دارم. وقتی دلم خیلی کوچک می شود.
نوشته شده توسط : مسافر کوچولو
...
ببین! به نظر من این یه کم
نامردیه که ما به تو احتیاج داشته باشیم اما تو باز ما رو از قربال (غربال؟!
)امتحاناتت بگذرونی! یه وقتایی فکر می کنم تو اون بالا(هزاران بار گفتن همه جا هستی ولی من تو رو بالا می بینم) داری چی کار می کنی ؟ ما که بدجوری این پائین گرفتاریم .
از امراض روحی بگیر تا جسمی نصیب هر بنی بشری شده موندم معطل دنیا اصلا واسه چی داره می چرخه ؟واسه کی ؟کدوم شیر پاک خورده ای هوس زندگی تو این بل بشو رو کرده ..کلا از مخ باید تعطیل باشه .
به هر حال یه جایی یه بله ای گفته و خودش رو انداخته تو هچل همون قرعه فال کذایی که الحق به نام دیوانه زدند. اما خدایا ما دربست مخلصتیم ما رو تو این امتحاناتی که معلوم نیست امتحانه بی خیال شو..
ما از اول جزو کودکان استثنایی بودیم.!![]()
![]()
می دونی..
؟! خوب ببین!..
..ا...امروز دو تا بچه فال فروشو دیدم که در به در دنبال مشتری بودند دستای من تو جیب رفت اما برای یکی.. اون یکی با حسرت به ما نگاه کرد و شاید از خودش پرسید چرا نصیب من نشد .؟
می شد از اونم یه فال صدی بخرم تا چند ثانیه دلش خوش بشه اما ولخرجی نکردم!..
حالا شبه.. بچه ها دوباره یادم افتادن.. آدم با یه پول کم می تونه یه خرید گرون بکنه ولی من نکردم چون دو دو تا مساویست با چهار تا !تو مدرسه به ما این طوری یاد دادن....ولی واقعیت اینه که ...
...قلقلک روحم خبر از یه اشتباه می ده ......؟! نکنه..!(بازم امتحانم کردی؟!)![]()
نوشته شده توسط : مسافر کوچولو
امروز يكي توي دلم رخت مي شورد.
مثل ديروز و مثل روز قبلش..
شايد نگراني خاصي دارم كه نمي دانم چيست .!؟
شايد به انتظار كسي هستم كه نمي دانم كيست .!؟
شايد به خاطر اتفاقي ست كه مي خواهد بيفتد و نميدانم كي؟!
شايد به دليل غمي ست كه در دل دارم ونمي دانم چرا ؟!
شايد به اميد چيزي هستم كه از او هيچ نمي دانم.؟
.....
همه اينها و همه آنهايي كه نگفتم مي تواند باشد .
اما ..حالا كه من اين همه را گفتم ..مهمان من مي شوي تا كمي احساس خوب در من جان بگيرد؟!
تا فردا كه بهتر شدم با تو درباره راز آغازم گفتگو كنم ؟!
.....
تا فردا كه احساس كردم كمي تا قسمتي مي توانم براي ادامه دادن روي خودم حساب كنم مرا دلداري بده..
و از روشنايي چيزي كم نگذار !
تا فردا..!
نوشته شده توسط : مسافر کوچولو
خداحافظ ..
داره وقت اضافه هم تموم میشه..
تو خداحافظی کردی و من تنها نگاه کردم .
قرار بود بری ..
من نمیدونستم می تونه این همه برای من این رفتن .. دلتنگی بیاره؟!
حالا هم .. یادم بود پشتت آب بریزم ولی ... نریختم .(پام پیش نرفت.. دستم به کار..!)
تا چند ساعت دیگه داری میری .. و به یه قرار مهم تو زندگیت که شاید تنها یک بار اتفاق بیفته می رسی
راه طولانیه ولی روزها تکراری نیستند .
گریه کن .. جای من هم .. از خوشحالی گریه کن .
فرق من وتو اینه .. من می مونم و تو می ری.. تو خوشحالی و من هم خوشحالم .. برای تو .. !
خداحافظ .. و .. !
یادت نره .. تمام آرزوهایی که به تو امانت دادم تا به صاحبش برسونی.. به صاحبش برسون.
بارتو سنگین می کنه ولی این یه بار .. به خاطر من تحمل کن.
برات دعا می کنم .
تا دنیا دنیاست همینه..! خداحافظ ..
و.. دست خالی بر نگرد.![]()
نوشته شده توسط : مسافر کوچولو