تبليغاتX
شازده کوچولو - میدانم .نه توی مرامت نیست!

و خدايي که در اين نزديکي است ... لاي اين شب‌بوها .... پاي آن کاج بلند .... روي آگاهي آب .... روي قانون گياه .... من مسلمانم .... قبله‌ام يک گل سرخ ..... جانمازم چشمه .... مهرم نور .... دشت سجاده من .... من وضو با تپش پنجره‌ها مي‌گيرم .... در نمازم جريان دارد ماه .... جريان دارد طيف .... سنگ از پشت نمازم پيداست .... همه ذرات نمازم متبلور شده است …من نمازم را وقتي مي‌خوانم .... که اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو .... من نمازم را پي «تکبيره الاحرام» علف مي‌خوانم .... پي‌ «قدقامت» موج .... کعبه‌ام بر لب آب ..... کعبه‌ام زيراقاقي‌هاست .... کعبه‌ام مثل نسيم، مي‌رود باغ به باغ .... مي‌رود شهر به شهر ... «حجرالاسود» من روشني باغچه‌ است .... زندگي رسم خوشايندي است .... زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ... پرشي دارد اندازه عشق... زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.. زندگي جذبه دستي است كه مي‌چيند....زندگي تجربه شب پره در تاريکي است … زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد…

میدانم .نه توی مرامت نیست!

88/07/15 5:39 بعد از ظهر

سلام رفیق شفیق من

هر چند وقت یک بار می آیم میروم روی اعصابت..

ببخش.. به این بهانه تحمل کن که خیل وقت است از گل سرخ خبری ندارم.

سنگ که نیستم.؟ هستم؟

یک لحظه دلم تنگ شد . دلم تنگ شد برای این که بگویم یادم هست خیلی دوستت دارم.

یادم هست خیلی دوستم داری.

فقط همین. !

حالا می گویند تو همه جا هستی .. ولی من همه اش آن بالاها دنبالت میگردم..

این طوری گمانم سرم به شهاب سنگ بخورد .. ولی ملالی نیست.

این محبت لایتناهی را بچسبم بس است.

این حرفهای صد تا یک غاز هر چند وقت یک بارم را جدی نگیر..فقط بخندو بگذر..

از آن ریزه های محبتت ، از آن اعماق غیر قابل دست یافتنی آسمان ، از آنها برایم کنار بگذار..

میدانم که دستت خالی نیست. هیچ وقت دستت خالی نمیشود..

قلک دل من به جرینگ جرینگ همان سکه ها احتیاج مبرم دارد.

میدانم ،نه توی مرامت نیست.

نیست که این همه روی مرا زیاد کرده ..

با این همه ... 

نمیدانم کی نوبت من و گل سرخ میشود؟!

تو میدانی؟!

...

همچنان مهربانی کن. همچنان.

نوشته شده توسط : مسافر کوچولو