عزیز من غریب و ماه در محاق است

او هست اگر چه غریب
مادر اگر بود می گفت: بمیرم الهی برای دلش.
هوا سرد شده..سردتر از همیشه..
ین چند صباح پایانی عمر فقط منتظرم .
این روزها خدا در حال غربال کردن و انتخاب و وجین کردن است.
خدای مهربانی که مدتهاست روی خوشش را از ما نگرفته ، این روزها اما روی پیشانی ماهش خط اخم نشسته و تیز نگاهمان میکند.
زندگی را که مرور میکنم میبینم هر کسی برای دست یافتن به بالی که گم کرده بهایی داده.
به قول استاد: بهشت را به بها میدهند نه به بهانه..
........
این روزها دعا می کنم خدا ما را توی غربالش نگه دارد و نفرستد قاطی باقالی ها.(بهتر بود چه بگوبم؟)
این روزها ماه در محاق است.
این هفته باید سری به قطعه 44 بهشت زهرا بزنم.
این روزها سخت به دوستانم که در سینه کش قطعه شهدای بهشت زهرا خفته اند محتاجم.
منتظرم هستند...مدتهاست.
نوشته شده توسط : مسافر کوچولو